S.E.V.E.N.SEA
 
 


ارسال شده در تاریخ : جمعه 26 آبان 1391برچسب:, :: 8:33 :: توسط : NoBoDY


ارسال شده در تاریخ : جمعه 26 آبان 1391برچسب:, :: 8:32 :: توسط : NoBoDY

یارو زبونش می گرفته، می ره داروخونه می گه: آقا دیب داری؟


کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه؟


یارو جواب می ده: دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.


کارمنده می گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟


یارو می گه: بابا دیب، دیب!


طرف می‌بینه نمی فهمه، می ره به رئیس داروخونه می گه.


اون میآد ‌می پرسه: چی می‌خوای عزیزم؟


یارو می گه: دیب!


رئیس می پرسه: دیب دیگه چیه؟


یارو می گه: بابا دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ‌ورش دیب داره.


رئیس داروخونه می گه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟


یارو می گه: آره بابا. خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟


رئیس هم هر کاری می‌کنه، نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه ...

باقیش تو ادامه ی مطلبه

 



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 21:20 :: توسط : NoBoDY

سه نفر آمریکایی و سه نفر ایرانی با همدیگر برای شرکت در یک کنفرانس می رفتند. در ایستگاه قطار سه آمریکایی هر کدام یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که ایرانی ها سه نفرشان یک بلیط خریده اند..... یکی از آمریکایی ها گفت: چطور است که شما سه نفری با یک بلیط مسافرت می کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم .


همه سوار قطار شدند. آمریکایی ها روی صندلی های تعیین شده نشستند، اما ایرانی ها سه نفری رفتند توی یک توالت و در را روی خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بلیط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بلیط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لای در یک بلیط آمد بیرون، مامور قطار آن بلیط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمریکایی ها که این را دیدند، به این نتیجه رسیدند که چقدر ابتکار هوشمندانه ای بوده است .


بعد از کنفرانس آمریکایی ها تصمیم گرفتند در بازگشت همان کار ایرانی ها را انجام دهند تا از این طریق مقداری پول هم برای خودشان پس انداز کنند. وقتی به ایستگاه رسیدند، سه نفر آمریکایی یک بلیط خریدند، اما در کمال تعجب دیدند که آن سه ایرانی هیچ بلیطی نخریدند. یکی از آمریکایی ها پرسید: چطور می خواهید بدون بلیط سفر کنید؟ یکی از ایرانی ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.


سه آمریکایی و سه ایرانی سوار قطار شدند، سه آمریکایی رفتند توی یک توالت و سه ایرانی هم رفتند توی توالت بغلی ، قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار یکی از ایرانی ها از توالت بیرون آمد و رفت جلوی توالت آمریکایی ها و گفت: بلیط ، لطفا !!!


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 21:17 :: توسط : NoBoDY

دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.
معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد
زيرا با وجود اينکه پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است امّا حلق بسيار کوچکى
دارد.
دختر کوچک پرسيد: پس چطور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟
معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين
از نظر فيزيکى غيرممکن است.
دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.
معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟
دختر کوچک
گفت:
اونوقت شما ازش بپرسيد.
************ ********* ********* ********* **
يک روز يک دختر کوچک در آشپزخانه نشسته بود و به مادرش که داشت آشپزى
مى‌کرد نگاه مى‌کرد.
ناگهان متوجه چند تار موى سفيد در بين موهاى مادرش شد.
از مادرش پرسيد: مامان! چرا بعضى از موهاى شما سفيده؟
مادرش گفت: هر وقت تو يک کار بد مى‌کنى و باعث ناراحتى من مى‌شوي، يکى از
موهايم سفيد مى‌شود.
دختر کوچولو کمى فکر کرد و گفت: حالا فهميدم چرا همه موهاى مامان بزرگ سفيد شده!

************ ********* ********* ******
عکاس سر کلاس درس آمده بود تا از بچه‌هاى کلاس عکس يادگارى بگيرد. معلم هم داشت همه
بچه‌ها را تشويق مي‌کرد که دور هم جمع شوند.
معلم گفت: ببينيد چقدر قشنگه که سال‌ها بعد وقتى همه‌تون بزرگ شديد به
اين عکس نگاه کنيد و بگوئيد : اين احمده، الان دکتره. يا اون مهرداده،
الان وکيله.
يکى از بچه‌ها از ته کلاس گفت: اين هم آقا معلمه، الان مرده.
************ *********
********* *********
********
بچه‌ها در ناهارخورى مدرسه به صف ايستاده بودند. سر ميز يک سبد سيب بود
که روى آن نوشته
بود: فقط يکى برداريد. خدا ناظر شماست.
در انتهاى ميز يک سبد شيرينى و شکلات بود. يکى از بچه‌ها رويش نوشت: هر
چند تا مى‌خواهيد
برداريد! خدا مواظب سيب‌هاست


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 21:11 :: توسط : NoBoDY

«تقلب مفهومی است بس اساسی» به طوری که شاعر میگوید
................
تقلب توانگر کند مرد را / تو خر کن دبیر خردمند را
تاریخچه ی تقلب از جایی شروع میشود که حسن کچل برای نخستین بار تن لش را تکان داد و به مکتب رفت. از بد ماجرا همان روز امتحان ماهیانه ی کودکان فلک بخت مکتب بود. لیک حسن از روی گــــشادی، چشمان چپش را بر روی ورقه ی همزاد انداخت تا نکتی بس ارزشمند از ورقه ی فوق الذکر، دشت کند. این بود که اولین تقلب تاریخ بشری زده شد. البته این تقلب با روش های فوق العاده ابتدایی البته در مقابل ترفندهای کنونی صورت گرفت
بدین ترتیب که حسن با کلی زور زدن تن را تکان داد و خود را به بالای ورقه ی همزاد رسانید و خیلی راحت مطالب را دو در فرمود زآن پس تقلب دوران طلایی خود را آغاز کرد. بدین ترتیب که گسترش یافت و مصادیقی متفاوت پیدا کرد. از جمله تقلب های رایج تقلبات سر امتحان، دو در کردن غذا از سلف، تقلب در اتو زدن، تقلب در شماره دادن، تقلب در مخ زنی، تقلب در بازی (که از آن به جرزنی تعبیر میشود) را می شود نام برد

حال روش هایی از تقلب در امتحانات را به نظرتان می رسانیم:

روش های نوشتاری:
نوشتن روی کف پا، پس کله، پشت گوش
نوشتن روی میز، پشت نیمکت، زیر نیمکت، پشت مانتوی دخــــتر جلویی
نوشتن روی دستمال دماغی، پاکت نامه
نوشتن و لوله کردن تقلب و جاسازی آن در ســـوراخ های مختلفی از جمله دماغ، دهن، فک پایین و غیره

روش های با کلاسی:
استفاده از ماشین حسابهای مهندسی
استفاده از آیینه، موچین، لوازم آرایش، فیلم، عکس

روش های جوادی:
خر نمودن یک فقره بچه خرخون
خم کردن سر به روی ورقه ی طرف به صورت تابلو

روش بویایی:
خودتان ماسک بزنین و یک بوی گند از خودتان در بکنین تا مراقب، جرات نزدیک شدن به شما را نکند

روش شیمیایی:
بدین معنی که مراقب را با انواع و اقسام مواد شیمیایی از هستی ساقط کنید و بعد با خیال راحت دست به کار شوید

توجه:
اگر در این امر تبهر کافی ندارید اصلا سمت این کار نروید که عواقبی جز ضایع شدن،اخراج شدن و تابلوشدن ندارد


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 21:8 :: توسط : NoBoDY

یارو نشسته بوده پشت بنز آخرین سیستم، داشته صد و هشتاد تا تو اتوبان میرفته، یهو میبینه یك موتور گازی ازش جلو زد! خیلی شاكی میشه، پا رو میگذاره رو گاز، با سرعت دویست از بغل موتوره رد میشه. یك مدت واسه خودش خوش و خرم میره، یهو میبینه موتور گازیه غیییییژ ازش جلو زد! دیگه پاك قاط میزنه، پا رو تا ته میگذاره رو گاز، با دویست و چهل تا از موتوره جلو میزنه. همینجور داشته با آخرین سرعت میرفته، باز یهو میبینه، موتور گازیه مثل تیر از بغلش رد شد! طرف كم میاره، راهنما میزنه كنار به موتوریه هم علامت میده بزنه كنار. خلاصه دوتایی وامیستن كنار اتوبان، یارو پیاده میشه، میره جلو موتوریه، میگه: آقا تو خدایی! من مخلصتم، فقط بگو چطور با این موتور گازی كل مارو خوابوندی؟! موتوریه با رنگ پریده، نفس زنان میگه: والله ... داداش... خدا پدرت رو بیامرزه واستادی... آخه ... كش شلوارم گیر كرده به آینه بغلت ... نتیجه اخلاقی : اگه می بینید بعضی ها در کمال بی استعدادی پیشرفت های قابل ملاحظه ایی دارند ببینید کش شلوارشان به کجای یک مدیر گیر کرده


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 21:2 :: توسط : NoBoDY

با سلام و صلوات بر روح تمام مسافرین عزیز!!
و با درود به وزیر محترم راه و ترابری،
ورود شما را به پروازلایتناهی هواپیمایی جمهوری اسلامی خوشامد می گوییم.
خداوندا مشیت خودت را در رسیدن و لقا بخود برما قرار داده و سرعت آن افزون كن.
مقصد ما به احتمال 99%بهشت موعود و احتمالا 1%مقصدی كه بر روی بلیط درج شده می باشد.
خلبان پرواز مرحوم شهید كاپیتان بهشت زاده و گروه پروازی ؛سفری خوش برای شما آرزومند است.
لطفا به علامت نكشیدن سیگار اصلا توجه ننموده و آخرین سیگار زندگیتان را به خوشی دود نمایید.
بستن كمربندها اصلا ضروری نیست و كاملا بدرد نخور است.
در صورت بروز اشكال درسیستم هوای كابین ماسكهایی از بالای سر شما آویزان خواهند شد كه شما قبل از آن رایحه ی خوش ملائك را احساس خواهید كرد.
پرواز فاقد هر گونه گارد حفاظت بوده ؛بعلت ممنوعیت سرو آب شنگولی،افرادی كه خود كفا هستند آخرین استكان را بسلامتی سایر مسافرین بالا ببرن.
این هواپیما مربوط به هزاره دوم میلادی بوده و دارای دو درب اضطراری در جلو ،دو در در كنارین و یك در عقب می باشد كه چندین سال است اهرم های آن كار نمی كند.
ارتفاع پرواز به احتمال قریب به یقین تا آسمان هفتم بوده و هوای بهشت بسیار عالی می باشد.
سفر خوشی را برای شما ارزو مندم.
از اون جاییكه هیچ خارجی احمقی توی این هواپیما وجود نداره كه من لازم باشه یه بار دیگه انگلیسی بلغور كنم،سرتونو درد نمیارم.
اگرم كسی هست كه انقدر احمق بوده كه لازم نیست بگم.
فقط امیدوارم شامل مشیت الهی بشه
.

روحتان شاد و یادتان گرامی.....


 

 

ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 16:46 :: توسط : NoBoDY

 

تصویری بدون پایان ..!! ( متحرک) www.taknaz.ir


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 16:43 :: توسط : NoBoDY


ارسال شده در تاریخ : پنج شنبه 25 آبان 1391برچسب:, :: 16:42 :: توسط : NoBoDY
درباره وبلاگ
جهت ترویج طنز و شادی و تفریح سالم در جامعه هر نوع کپی برداری ، بلند کردن ، کِش رفتن مطالب و تصاویر وبلاگ آزاد میباشد . زندگیــــــــــــــــــــــــتون پیـــــــــــــــــــــــــروز
آخرین مطالب
آرشيو وبلاگ
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان S.E.V.E.N.SEA و آدرس SEVENSEA.LXB.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 6
بازدید دیروز : 35
بازدید هفته : 251
بازدید ماه : 247
بازدید کل : 204567
تعداد مطالب : 240
تعداد نظرات : 32
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


کد موزیک می خوای؟
دریافت کد جملات شریعتی